1
دانشآموخته دکتری مدیریت دولتی و پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیهالسلام. تهران. ایران.
2
دانشآموخته کارشناسی ارشد معارف اسلامی و مدیریت بازرگانی دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تهران، ایران.
3
استادیار گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و علوم سازمانی، دانشگاه تهران، تهران. ایران.
10.30497/smt.2026.250685.3749
چکیده
نظام سنجش و پذیرش دانشجو یکی از مهمترین ابزارهای سیاستگذاری آموزش عالی است که آثار آن فراتر از فرایند ورود به دانشگاه، بر جهتگیری نظام آموزش عمومی، رفتار بازیگران آموزشی و کیفیت سرمایه انسانی کشور نیز تأثیر میگذارد. با وجود اصلاحات متعدد در دهههای اخیر، چالشهای این نظام همچنان پابرجاست و نشاندهنده ضرورت بازاندیشی در منطق حاکم بر آن است. این مقاله با هدف تحلیل انتقادی الگوی کنونی سنجش و پذیرش و ارائه چارچوبی برای بازطراحی آن، از رویکرد تحلیل احتجاج در پژوهشهای خطمشی بهره میگیرد و با تحلیل اسناد، مطالعات پیشین و تجارب بینالمللی، استدلالهای موافق و مخالف الگوهای مختلف را بررسی میکند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که حل مسائل موجود نیازمند عبور از اصلاحات محدود و حرکت به سوی الگویی منسجم، چندسطحی و مبتنی بر شایستگی است که بتواند میان اهداف نظام آموزشی، نیازهای آموزش عالی و الزامات حکمرانی آموزشی هماهنگی ایجاد کند. بر این اساس، مقاله دلالتهایی برای بازطراحی خطمشی سنجش و پذیرش دانشجو در ایران ارائه میدهد.