1
دانشآموخته دکتری مدیریت دولتی دانشگاه تربیت مدرس
2
شهرداری تهران
10.30497/smt.2026.251074.3764
چکیده
مدیریت شهری در مقیاس محلی با پیچیدگی فزایندهای روبروست که از تعدد بازیگران، فشردگی انتظارات شهروندی، و تحولات ساختاری حکمرانی سرچشمه میگیرد. ادبیات موجود درباره تمرکززدایی، ظرفیت حکومت محلی، و حکمرانی چندسطحی گسترده است، اما کمتر نشان داده چگونه محدودیتهای ساختاری در تجربه روزمره مدیران محلی به الگوهای مشخص کنش مدیریتی بدل میشوند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و راهبرد نظریه دادهبنیاد نظاممند اشتراوس و کوربین، بر پایه مصاحبههای نیمهساختاریافته با شهرداران نواحی تهران، میکوشد تبیینی نظری از چالشهای مدیریت شهری در مقیاس محلی، از منظر تجربه زیسته این مدیران، ارائه دهد. تحلیل داده سه مقوله اصلی و بههمپیوسته آشکار کرد: شکاف میان مسئولیت و اختیار در تصمیمگیری؛ فرسایش ظرفیت سازمانی در سطح خط مقدم؛ و حکمرانی پراکنده همراه با مخاطره حقوقی ناشی از مرزهای اداری نامنسجم. این سه پویایی مستقل از هم عمل نمیکنند؛ در تعامل با یکدیگر، ظرفیت کنش مدیریتی شهرداران را محدود و آنان را بهسوی مدیریت تدافعی و ریسکگریز سوق میدهند. سهم نظری پژوهش در همین جا نهفته است که نشان میدهد محدودیت ساختاری حکمرانی، نه بهواسطه ناکارآمدی فردی مدیران بلکه از طریق طراحی نهادی، به عمل مدیریتی دفاعی ترجمه میشود. یافتهها با ادبیات بوروکراسی سطح خیابان و ظرفیت حکومت محلی تناظر دارند و پیامدهای سیاستی مشخصی برای بازتوزیع اختیار، تقویت ظرفیت سازمانی خط مقدم، و انسجامبخشی به مرزهای حقوقی و اداری حکمرانی شهری بهدست میدهند.