تحلیل الگوی رأی‌آوری نمایندگان تهران در مجلس دوازدهم مبتنی بر مدل بازاریابی سیاسی نیومن

نوع مقاله : مقاله علمی-پژوهشی

نویسندگان
1 استادیار دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق علیه السلام. تهران. ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق علیه السلام. تهران. ایران.
10.30497/smt.2026.250608.3745
چکیده
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل الگوی رأی‌آوری نمایندگان تهران در انتخابات مجلس دوازدهم، نقش عوامل فردی، برند شخصی و راهبردهای کمپینی را در بستر ساختار فهرست‌محور بررسی می‌کند. مطالعه حاضر با تمرکز بر حوزه انتخابیه تهران و در شرایط کاهش مشارکت و تکثر لیست‌ها، می‌کوشد با اتکا به چارچوب بازاریابی سیاسی نیومن، نحوه تعامل میان ارزیابی فردی نامزدها و وفاداری لیستی رأی‌دهندگان را تبیین کند.

پژوهش با رویکرد کیفی و در قالب مطالعه موردی انجام شده است. داده‌ها از طریق تحلیل اسنادی و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با نامزدها، فعالان کمپین و تحلیلگران سیاسی گردآوری و با روش تحلیل مضمون در سه مرحله کدگذاری تحلیل شد.

یافته‌ها نشان می‌دهد که در فضای مشارکت پایین و پراکندگی آرا، الگوی «فردی–فهرستی» بیشترین انطباق را با رفتار انتخاباتی تهران دارد؛ الگویی که در آن رأی‌دهندگان ضمن پای‌بندی به فهرست‌ها، با اتکا بر ارزیابی فردی نامزدها رأی نهایی خود را تعیین می‌کنند. در این چارچوب، رأی ترجیحی به‌عنوان عامل تمایز، نقشی تعیین‌کننده در ارتقای جایگاه نامزدها ایفا می‌کند. نتایج همچنین نشان می‌دهد کمپین‌های شخصی‌سازی‌شده، کمپین سیاسی معطوف به جذب حمایت رهبران فکری، کمپین مداوم برای تولید شهرت و کمپین منفی، از مؤلفه‌های کلیدی موفقیت انتخاباتی در این دوره بوده‌اند.

در مجموع، پژوهش تأیید می‌کند که موفقیت انتخاباتی در نظام فهرست‌محور تهران مستلزم تلفیق راهبردهای فردی و جمعی است. چارچوب نیومن با تأکید بر کمپین دائمی و رابطه‌سازی بلندمدت، ظرفیت تبیینی بالایی برای تحلیل رقابت‌های انتخاباتی ایران دارد. یافته‌های این مطالعه می‌تواند مبنایی برای پژوهش‌های تطبیقی آتی و طراحی راهبردهای عملی مؤثر در کمپین‌های انتخاباتی فراهم آورد.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

حاجی‌پورساردویی، سیمین (۱۳۹۶). مطالعه رفتار انتخاباتی شهروندان تهرانی؛ مطالعه موردی: شورای شهر تهران. پژوهشنامه علوم سیاسی. ۱۲ (47). ۷۹-۱۰۴.
دارابی، علی (۱۳۸۸). جامعه‌شناسی انتخابات و رفتار انتخاباتی در جمهوری اسلامی ایران. سیاست خارجی. 23 (2). ۱-۲۰.
شاه‌علی، احمدرضا؛ اسدی، مهدی و آقابابایی، مهدی (۱۴۰۰). عوامل مؤثر بر رفتار انتخاباتی رأی‌دهندگان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ (مطالعه موردی شهروندان منطقه هشت شهر تهران). فصلنامه جامعه‌شناسی سیاسی ایران. 4 (1). ۷۴-۹۸.
صفری‌شالی، رضا (۱۳۹۵). بررسی رفتار رأی‌دهندگی ایرانیان در انتخابات مجلس شورای اسلامی. مطالعات انقلاب اسلامی. 13 (46). ۱۰۵-۱۳۰.
عابدی‌جعفری، حسن؛ تسلیمی، محمدسعید؛ فقیهی، ابوالحسن و شیخ‌زاده، محمد (۱۳۹۰). تحلیل مضمون و شبکه مضامین: روشی ساده و کارآمد برای تبیین الگوهای موجود در داده‌های کیفی. اندیشه مدیریت راهبردی. 5 (2). 151-198.
قاسمی، حمید و همکاران. ویراست هجدهم (۱۴۰۰).
جعفری‌ایمن‌آبادی، زکریا (۱۳۷۳). بررسی جامعه‌شناختی دوره چهارم مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اختلاف نظرهای دو جناح اصلی.
حقیقی، علی‌محمد و کولایی، حدیث (۱۳۹۶). بررسی تحولات دوره ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی.
Dean, D., & Croft, R. (2009). Reason and choice: A conceptual study of consumer decision making and electoral behavior. Journal of Political Marketing. 8 (2). 130–146.
O’Cass, A., & Pecotich, A. (2005). The dynamics of voter behavior and influence processes in electoral markets: A consumer behavior perspective. Journal of Business Research. 58 (4). 406–413
Gregor, M., & Matušková, A. (2014). Electoral campaigns and marketing strategy – The case study of Karel Schwarzenberg’s campaign. Czech Journal of Social Sciences, Business and Economics. 3 (4). 25–30.
Silva e Silva, I., & Leandro, A. (2025). El poder de la marca personal en el marketing político [The power of personal branding in political marketing]. Revista Latina de Comunicación Social.1 (84). 1–17.
Van Erkel, P. F. A., Thijssen, P., & Van Aelst, P. (2016). One for all or all for one: The electoral effects of personalized campaign strategies. Acta Politica: International Journal of Political Science. Advance online publication.
Simon, H. A. (1982). Models of bounded rationality: Vol. 1. Economic analysis and public policy. MIT Press.
Cwalina, W., Falkowski, A., & Newman, B. I. (2015). Political marketing: Theoretical and strategic foundations. Routledge.
Lau, R. R., & Rovner, I. B. (2009). Negative campaigning. Annual Review of Political Science. 12 (1). 285–306.
Hajipour Sardouei, S. (2017). Study of electoral behavior of Tehran citizens; Case study: Tehran City Council. Journal of Political Science. 12 (47). 79–104.(In Persian)
Darabi, A. (2009). Sociology of elections and electoral behavior in the Islamic Republic of Iran. Foreign Policy. 23 (2). 1–20. (In Persian)
Shah-Ali, A., Asadi, M., & Aghababaei, M. (2021). Factors affecting the electoral behavior of voters in the 1400 presidential election (Case study: Citizens of District 8 of Tehran). Iranian Journal of Political Sociology. 4 (1). 74–98. (In Persian)
Safari-Shali, R. (2016). Investigating the voting behavior of Iranians in the elections of the Islamic Consultative Assembly. Islamic Revolution Studies. 13 (46). 105–130. (In Persian)
Abedi Jafari, H., Taslimi, M. S., Faghihi, A., & Sheikhzadeh, M. (2011). Thematic analysis and thematic network: A simple and efficient method for explaining patterns in qualitative data. Journal of Strategic Management Studies. 5 (2). 151–198. (In Persian)
Ghasemi, H., et al. (2021). Research reference (18th ed.). Andisheh Ara.
Jafari Imenabadi, Z. (1994). A sociological study of the fourth term of the Islamic Consultative Assembly with an emphasis on differences of opinion between the two main factions [Master’s thesis/Research project]. (In Persian)
Haghighi, A. M., & Koulaei, H. (2017). Investigating the developments of the sixth and seventh terms of the Islamic Consultative Assembly. (In Persian)

  • تاریخ دریافت 30 تیر 1405
  • تاریخ بازنگری 08 شهریور 1405
  • تاریخ پذیرش 16 شهریور 1405