استادیار ، مرکز مطالعات مدیریت و توسعه فناوری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
10.30497/smt.2026.249547.3689
چکیده
این مقاله چارچوبی نظری نوین برای تمایزگذاری استراتژیهای پِرمارگری بنگاهی بر اساس سطح بلوغ سازمانی واحدهای فرعی ارائه میدهد. در حالی که نوشتارگان پِرمارگری بنگاهی بهطور گستردهای اهمیت ایجاد مزیت پِرمارگری را مستند کرده است (Campbell et al., 1994; Goold & Campbell, 1987)، شکاف مهمی در درک چگونگی تطبیق رویکردهای پِرمارگری با سطح توسعه قابلیتهای سازمانی واحدهای فرعی وجود دارد. این پژوهش با ادغام مدلهای بلوغ قابلیت با نظریه پِرمارگری بنگاهی، این شکاف را پر میکند و تمایز بنیادین بین بلوغ سازمانی (توسعه قابلیتها، سیستمها و فرآیندها) و سن سازمانی (گذشت زمان) را تأکید میکند.
ما چارچوبی چهار سطحی از بلوغ سازمانی را مفهومسازی کرده و استراتژیهای پِرمارگری متمایزی را برای هر سطح پیشنهاد میکنیم: (1) بلوغ نوپا ، که نیازمند پِرمارگری دستوری فشرده است، (2) بلوغ در حال توسعه ، که از پِرمارگری حمایتی-توسعهای بهره میبرد، (3) بلوغ استقرار یافته ، که نظارت استراتژیک بهینه است، و (4) بلوغ پیشرفته که حداقل مداخله را طلب میکند. ما همچنین عوامل تعدیلکننده و ملاحظات پویا را مورد بحث قرار داده و قضیههایی برای آزمون تجربی در آینده ارائه میدهیم.
این چارچوب سه سهمگذاری نظری ارائه میدهد: اول، با ارائه اولین پیوند صریح بین بلوغ سازمانی واحدهای فرعی و استراتژی پِرمارگری، نظریه پِرمارگری بنگاهی را گسترش میدهد. دوم، با تمایزگذاری بلوغ از سن و مرحله چرخه حیات، مفهومسازی تازهای از آمادگی توسعهای ارائه میکند. سوم، با پیشنهاد مسیرهای تکاملی برای تغییر نوع پِرمارگری، نوشتارگان تکامل واحد فرعی را غنی میسازد. برای مدیران، این چارچوب راهنماییِ عملیاتی برای ارزیابی بلوغ واحدهای فرعی و طراحی رویکردهای پِرمارگری متناسب ارائه میدهد.